مقدمه:
بیان مسئله:حدیث کساء، یکی از مشهورترین و معتبرترین روایات دربارهٔ مقام و منزلت حضرت زهرا (س) و اهل بیت پیامبر (ص) است. این حدیث، نه تنها در منابع شیعه، بلکه در منابع معتبر اهل سنت نیز نقل شده و در حدّ تواتر از معصومین (ع) روایت شده است.
اما این حدیث، تنها یک روایت تاریخی نیست؛ یک سند زنده بر عصمت، جایگاه خانوادگی، نامهای مبارک و فضایل بینظیر حضرت زهرا (س) است.
پرسش اصلی این نوشتار آن است که حدیث کساء، چگونه سند، تواتر، نامها و فضایل حضرت زهرا (س) را در خود جای داده است؟ و هر یک از این ابعاد، چه پیامی برای امروز ما دارد؟
نوشتار حاضر میکوشد با تکیه بر متن حدیث و منابع معتبر، این ابعاد را تبیین کند و نشان دهد که حدیث کساء، یک روایت منفرد و شاذ نیست، بلکه یک سند متواتر و مورد اتفاق است.
ضرورت مسئله:
ضرورت پرداختن به این موضوع، از آنجا ناشی میشود که حدیث کساء، در طول تاریخ، همواره مورد هجمهٔ کسانی بوده که میکوشیدند در سند یا محتوای آن خدشه وارد کنند. در چنین شرایطی، شناخت سند، تواتر، نامها و فضایل حضرت زهرا (س) در این حدیث، یک وظیفهٔ دینی و تاریخی است.
ضرورت دیگر آن است که بسیاری از مسلمانان، حدیث کساء را تنها یک حادثهٔ خانوادگی میدانند و از پیامهای عمیق آن غافلاند. در حالی که این حدیث، هم سند عصمت اهل بیت (ع) است، هم نامهای حضرت زهرا (س) را با حکمت خاصی بیان میکند، و هم فضایل بینظیر او را به تصویر میکشد. نوشتار حاضر، با تکیه بر متن حدیث، این ابعاد را روشن میکند.
اهداف مقاله:
این نوشتار میکوشد سند، تواتر، نامها و فضایل حضرت زهرا (س) را در حدیث کساء چنان معرفی کند که خواننده، پیوند عمیق این حدیث را با جایگاه الهی آن حضرت دریابد و ردّ پای این فضایل را در زندگی فردی و اجتماعی خود بیابد.
هدف آن است که حدیث کساء، نه فقط یک روایت خواندنی، بلکه یک نقشهٔ راه برای شناخت حضرت زهرا (س) و الگوگیری از او باشد. و خواننده در پایان، احساس کند که این حدیث، یک گنجینهٔ زنده از معارف و فضایل است که میتواند مسیر زندگی او را روشن کند.
حضرت زهرا (س) و حدیث کساء؛ سند، نامها و فضایل
بخش اول: حضرت زهرا (س) و تواتر حدیث کساء
پرسش چالشی: چرا حدیث کساء را میتوان یک روایت متواتر و قطعی دانست؟۱. تواتر حدیث کساء
حدیث کساء، یکی از مشهورترین و معتبرترین روایات دربارهٔ مقام و منزلت حضرت زهرا (س) و اهل بیت پیامبر (ص) است. این حدیث، نه تنها در منابع شیعه، بلکه در منابع معتبر اهل سنت نیز نقل شده است و در حدّ تواتر از معصومین (ع) روایت شده است [۱]. تواتر، بالاترین درجهٔ اعتبار یک روایت است و به معنای آن است که راویان آنقدر زیاد و در دورههای مختلف هستند که امکان توافق آنان بر دروغ وجود ندارد.
حدیث کساء، ماجرای جمع شدن پیامبر (ص)، علی (ع)، فاطمه (س)، حسن (ع) و حسین (ع) زیر عبای پیامبر (ص) و نزول آیهٔ تطهیر دربارهٔ آنان است. این حدیث، در منابع متعدد شیعه و سنی با تعبیرهای گوناگون نقل شده است و همین تنوع تعبیرها، نشانهٔ اصالت و تواتر آن است. بنابراین، حدیث کساء نه یک روایت ضعیف، بلکه یک روایت قطعی و متواتر است که میتواند مبنای عقیده و عمل باشد.
۲. نقل در منابع شیعه و سنی
حدیث کساء، در منابع معتبر شیعه و سنی نقل شده است. در منابع شیعه، این حدیث در کتابهایی مانند بحارالانوار، احقاق الحق و ینابیع المودة آمده است [۲]. در منابع اهل سنت نیز، این حدیث در صحیح مسلم، سنن ترمذی و مسند احمد بن حنبل نقل شده است. این گستردگی منابع، نشان میدهد که حدیث کساء، یک روایت اختصاصی شیعه نیست، بلکه یک روایت مشترک میان همهٔ مسلمانان است.
نکتهٔ مهم آن است که حدیث کساء، در منابع اهل سنت نیز با همان مضمون شیعی نقل شده است: پیامبر (ص) عبایی بر سر پنج تن کشید و فرمود: «اینها اهل بیت من هستند». بنابراین، اصل ماجرا مورد اتفاق همهٔ مسلمانان است و تنها در تفسیر و تطبیق آن اختلاف نظر وجود دارد. و این، نشانهٔ استحکام و اعتبار حدیث کساء است.
۳. محتوای حدیث در سایر روایات
نکتهٔ مهم دیگر آن است که محتوای حدیث کساء، در تمام ابعاد، در دیگر احادیث و روایات نیز نقل و تأیید شده است [۳]. یعنی حتی اگر کسی در سند یک روایت خاص خدشه کند، همان محتوا در دهها روایت دیگر با سندهای معتبر نقل شده است. این، نشان میدهد که محتوای حدیث کساء، یک امر قطعی و مورد اتفاق است.
برای مثال، ماجرای جمع شدن پنج تن زیر عبا، در روایات متعددی از همسران پیامبر (ص) مانند عایشه و امسلمه نیز نقل شده است. آنان خود شاهد ماجرا بودهاند و نقل آنان، نشان میدهد که این ماجرا یک حادثهٔ واقعی و تاریخی است، نه یک ساختهٔ ذهنی. بنابراین، محتوای حدیث کساء، هم از نظر سند و هم از نظر محتوا، قطعی و متواتر است.
۴. جایگاه حضرت زهرا (س) در حدیث کساء
حضرت زهرا (س) در حدیث کساء، یکی از پنج تن آل عبا است که خداوند ارادهٔ تکوینی خود را بر پاکی و عصمت آنان تعلق داده است. حضور او در این ماجرا، نشاندهندهٔ جایگاه ویژهٔ او در خاندان پیامبر (ص) و در نظام آفرینش است. او نه تنها دختر پیامبر (ص)، بلکه یکی از مصادیق اهل بیت (ع) است که آیهٔ تطهیر دربارهٔ آنان نازل شده است.
این جایگاه، نه یک فضیلت شخصی، بلکه یک موهبت الهی است که خداوند به حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) عطا کرده است. و حدیث کساء، سند زندهٔ این موهبت است. بنابراین، شناخت حدیث کساء، شناخت جایگاه حضرت زهرا (س) در قرآن و روایات است.
۵. از تواتر تا اطمینان
حدیث کساء، یک روایت متواتر و قطعی است که در منابع شیعه و سنی نقل شده و محتوای آن در سایر روایات نیز تأیید شده است. این تواتر، به انسان اطمینان میدهد که حدیث کساء، یک روایت ساختگی یا ضعیف نیست، بلکه یک حقیقت تاریخی و دینی است که میتواند مبنای عقیده و عمل باشد.
این اطمینان، نه یک اطمینان کورکورانه، بلکه یک اطمینان مبتنی بر شواهد و قرائن است. تواتر حدیث، گستردگی منابع، تأیید محتوا در سایر روایات و شهادت همسران پیامبر (ص)، همهٔ اینها قرائنی هستند که به انسان اطمینان میدهند. و این، همان درسی است که حدیث کساء به ما میآموزد: حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) جایگاهی دارند که خداوند خود بر آن شهادت داده است.
بخش دوم: حضرت زهرا (س) و انطباق حدیث کساء با قرآن
پرسش چالشی: چگونه مضامین حدیث کساء با آیات قرآن و روایات معتبر انطباق دارد؟۱. انطباق با آیات قرآن
مضامین بلند حدیث کساء، کاملاً با آیات قرآن و احادیث معتبر منطبق است [۴]. این انطباق، نشان میدهد که حدیث کساء نمیتواند از غیر معصوم صادر شده باشد. زیرا محتوای آن، همان محتوایی است که قرآن در آیات متعددی بیان کرده است.
برای مثال، ماجرای جمع شدن پنج تن زیر عبا و نزول آیهٔ تطهیر، دقیقاً با آیهٔ ۳۳ سورهٔ احزاب منطبق است: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»؛ همانا خداوند اراده کرده است که پلیدی (گناه) را از شما اهل بیت (پیامبر) دور کند و کاملاً شما را پاک سازد [۵]. حدیث کساء، مصداق عملی این آیه است و نشان میدهد که اهل بیت (ع) چه کسانی هستند. بنابراین، حدیث کساء نه تنها با قرآن تعارضی ندارد، بلکه مفسر و مبین آیهٔ تطهیر است.
۲. انطباق با روایات معتبر
حدیث کساء، علاوه بر انطباق با قرآن، با روایات معتبر دیگر نیز انطباق دارد. محتوای آن، در روایات بیشمار و معتبری نقل شده است که در دست ما هستند [۶]. این روایات، هم از نظر سند و هم از نظر محتوا، معتبرند و نشان میدهند که حدیث کساء، یک روایت منفرد و شاذ نیست، بلکه یک روایت مشهور و متواتر است.
برای مثال، روایاتی که در آنها پیامبر (ص) عبای خود را بر سر پنج تن میکشد و میفرماید: «اینها اهل بیت من هستند»، در منابع متعددی نقل شده است. این روایات، هم از طریق شیعه و هم از طریق اهل سنت نقل شدهاند و همین گستردگی، نشانهٔ اصالت و اعتبار آنهاست. بنابراین، حدیث کساء، یک روایت منزوی نیست، بلکه یک روایت مشهور و مورد اتفاق است.
۳. سند قطعی حدیث
سند قطعی حدیث کساء، همان تعبیرها و الفاظ پرمحتوی خود حدیث است [۷]. زیرا مضامین بلند این حدیث، کاملاً با آیات قرآن و احادیث معتبر منطبق است و نمیتواند از غیر معصوم صادر شده باشد. این انطباق، خود بهترین دلیل بر اصالت و اعتبار حدیث است.
بنابراین، حدیث کساء نه تنها ضعف محتوایی ندارد، بلکه مضامین عالی آن کاملاً دلالت دارد بر این که از معصوم صادر شده است. افزون بر آن، سند آن نیز در نهایت اعتبار بوده و مضامین و محتوای آن نیز عالی و سرشار از فضیلتها و کمالات محمد (ص) و آل محمد (ص) است [۸]. بنابراین، در سندیت، محتوا و مضامین حدیث و دلالت آن تردیدی باقی نمیماند.
۴. نقد خدشههای سندی
با این اوصاف، جای تعجب و تأمل از کسانی است که در سند حدیث خدشه وارد میکنند و باعث سست شدن عقاید مردم میشوند [۹]. هر چند این نوع خدشهها نتیجهٔ معکوس دارد. زیرا وقتی محتوای حدیث با قرآن و روایات معتبر انطباق دارد، خدشه در سند نمیتواند محتوای آن را باطل کند.
این خدشهها، معمولاً از سوی کسانی مطرح میشود که یا از روی ناآگاهی یا از روی غرض، میکوشند فضایل اهل بیت (ع) را انکار کنند. اما همانگونه که اشاره شد، این خدشهها نتیجهٔ معکوس دارد؛ زیرا باعث میشود محققان بیشتری به بررسی حدیث بپردازند و اصالت آن را بیش از پیش اثبات کنند. بنابراین، خدشه در سند حدیث کساء، نه تنها به ضرر اهل بیت (ع) نیست، بلکه به نفع آنان است.
۵. از انطباق تا اطمینان
حدیث کساء، با قرآن و روایات معتبر انطباق کامل دارد. این انطباق، هم سند و هم محتوای آن را تأیید میکند و به انسان اطمینان میدهد که این حدیث، یک روایت ساختگی یا ضعیف نیست، بلکه یک حقیقت دینی و تاریخی است که میتواند مبنای عقیده و عمل باشد.
این اطمینان، نه یک اطمینان کورکورانه، بلکه یک اطمینان مبتنی بر شواهد و قرائن است. انطباق با قرآن، تأیید در روایات معتبر، سند قطعی و پاسخ به خدشهها، همهٔ اینها قرائنی هستند که به انسان اطمینان میدهند. و این، همان درسی است که حدیث کساء به ما میآموزد: حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) جایگاهی دارند که خداوند خود بر آن شهادت داده است و هیچ خدشهای نمیتواند آن را باطل کند.
بخش سوم: حضرت زهرا (س) و راز نامگذاری حدیث کساء
پرسش چالشی: چرا این حدیث به «کساء» نامگذاری شده و این نام چه رازی در خود دارد؟۱. معنای لغوی کساء
واژهٔ «کساء» در زبان عربی، معانی گوناگونی دارد. به کسر کاف، به معنای گلیم، عبا و جامهٔ پوشیدنی است و جمع آن «اکسیه» میآید. اما به فتح کاف، معنای دیگری دارد: بزرگی و بلندمرتبگی [۱۰]. این تفاوت معنایی، خود نشاندهندهٔ عمق و ظرافت این واژه است.
نکتهٔ مهم آن است که واژهٔ «کسی» نیز فعل ماضی است و با «کساء» اشتباه میشود. اما از محتوای حدیث شریف و نسخههای متعدد و منابع حدیثی استفاده میشود که حدیث کساء به همین صورت، یعنی با کسر کاف نقل شده و صحیح است [۱۱]. بنابراین، نام این حدیث، نه از فعل «کسی» بلکه از واژهٔ «کساء» به معنای جامهٔ پوشیدنی گرفته شده است.
۲. جنس پارچهٔ کساء
پرسش دیگری که مطرح میشود آن است که آن پارچهای که اصحاب کساء تحت آن پوشش یافتهاند، چه جنس و چه جنسی بوده است. از متن حدیث شریف و منابع حدیثی استفاده میشود که آن پارچه، عبای یمانی بوده است؛ پارچهای بزرگ از یمن، نه کساء خیبری یا کوفی یا فدکی یا غیر آن [۱۲].
این نکته، در متن حدیث شریف در منتخب طریحی به آن تصریح شده است: «إِیتِینِی بِالْکِسَاءِ الْیَمَانِی فَغَطِّینِی بِهِ، فَأَتَیْتُهُ بِالْکِسَاءِ الْیَمَانِی، فَغَطَّیْتُهُ بِهِ»؛ پارچهٔ یمانی را برای من بیاور و مرا با آن بپوشان. پس پارچهٔ یمانی را برای او آوردم و او را با آن پوشاندم [۱۳]. بنابراین، علت این نامگذاری همین بوده است که این حدیث به اعتبار کلمهٔ «کساء» و پوشش خاص، به «حدیث کساء» نامگذاری گردیده است.
۳. حضور حضرت زهرا (س) در این نامگذاری
حضرت زهرا (س) یکی از پنج تن آل عبا است که تحت آن پارچهٔ یمانی قرار گرفتند. حضور او در این ماجرا، نه یک حضور معمولی، بلکه یک حضور تعیینکننده است. زیرا این حدیث، نه فقط یک حادثهٔ تاریخی، بلکه سندی بر جایگاه خانوادگی و معنوی حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) است.
نامگذاری این حدیث به «کساء»، یادآور آن لحظهٔ تاریخی است که حضرت زهرا (س) در کنار پدر، همسر و فرزندانش زیر عبای پیامبر (ص) قرار گرفت و آیهٔ تطهیر دربارهٔ آنان نازل شد. بنابراین، این نامگذاری، نه یک نام ساده، بلکه یک نشانهٔ افتخار برای حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) است.
۴. از نام تا پیام
نام «حدیث کساء»، تنها یک نام نیست؛ یک پیام است. این نام، یادآور پوشش خاصی است که پنج تن آل عبا را در برگرفت و آیهٔ تطهیر را به همراه آورد. و این، همان درسی است که این نامگذاری به ما میآموزد: گاهی یک نام ساده، حامل یک پیام بزرگ است.
این نام، همچنین یادآور جایگاه حضرت زهرا (س) در این ماجراست. او نه تنها یکی از پنج تن بود، بلکه یکی از ارکان این حادثه بود. و این، همان درسی است که نامگذاری حدیث کساء به ما میآموزد: حضرت زهرا (س) در همهٔ ابعاد این حدیث، حاضر و مؤثر است.
۵. از کساء تا اطمینان
نامگذاری حدیث کساء، ریشه در یک واژهٔ عربی دارد که هم به معنای جامهٔ پوشیدنی است و هم به معنای بزرگی و بلندمرتبگی. و این، نشاندهندهٔ آن است که این حدیث، هم یک پوشش ظاهری دارد و هم یک بلندمرتبگی معنوی. و حضرت زهرا (س) در هر دو بُعد، حاضر است.
این نامگذاری، به انسان اطمینان میدهد که حدیث کساء، یک روایت ساختگی یا بیریشه نیست، بلکه نام آن نیز ریشه در متن حدیث و منابع معتبر دارد. و این، همان درسی است که نامگذاری حدیث کساء به ما میآموزد: حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) جایگاهی دارند که نامگذاری حدیث نیز بر آن شهادت میدهد.
بخش چهارم: حضرت زهرا (س) و راز تکرار «کساء» در حدیث
پرسش چالشی: چرا واژهٔ «کساء» در این حدیث ۲۳ بار تکرار شده و این تکرار چه پیامی دارد؟۱. تکرار «تحت الکساء»
کلمهٔ «کساء» در حدیث شریف، ۲۳ نوبت به صورت «تَحْتَ الْکِساء» و «نَحْوَ الْکِساء» آمده است که مفهوم پوشش (در بردارنده) را میرساند. این تکرار، نه یک تکرار تصادفی، بلکه یک تکرار حکیمانه است که پیام خاصی را منتقل میکند. از سیاق حدیث و مجموعهٔ کلمات آن نیز تقریباً پوشش کریمانه و عاطفی و معنوی استفاده میشود.
این پوشش، تنها یک پوشش ظاهری نیست؛ یک پوشش معنوی است که فضایل، کرامات، استجابت دعا و دیگر امتیازات مطرحشده در این حدیث را مختصّ همان افرادی میداند که تحت این پوشش قرار دارند. بنابراین، تکرار «تحت الکساء» یک نشانهٔ حصر است: تنها کسانی که زیر این پوشش قرار گرفتهاند، مشمول این فضایل هستند.
۲. جلوگیری از نفوذ بیگانگان
یکی از اهداف تکرار «تحت الکساء»، جلوگیری از نفوذ بیگانگان به مکتب اهل بیت (ع) است. زیرا اهل بیت (ع) الگوی جهان بشریتاند و منحصر در همین افرادی هستند که تحت کساء بودهاند. این پوشش خاص حکیمانه، مرز میان اهل بیت (ع) و دیگران را روشن میکند و اجازه نمیدهد کسی به این فضیلت طمع ورزد.
پیامبر اعظم (ص) نیز وقتی همهٔ آن بزرگواران تحت کساء قرار گرفتند، فرمود: «اللَّهُمَّ إِنَّ هؤُلاءِ أَهْلُ بَیْتی وَ خاصَّتی...»؛ خدایا، اینان اهل بیت و خاصان من هستند. این جملهٔ پیامبر (ص)، خود تأییدی بر حصر اهل بیت (ع) در همین پنج تن است.
۳. معرفی یکبهیک اصحاب کساء
در این حدیث شریف، یکبهیک اصحاب کساء با نام و دیگر مشخصات معرفی شدند تا مردم دنیا بدانند اوصیا و خلفای پیامبر (ص) فقط همین افرادند. این معرفی، نه یک معرفی ساده، بلکه یک معرفی همراه با جزئیات است تا هیچ ابهامی باقی نماند.
علت تکرار کلمهٔ «کساء» نیز شاید به همین منظور باشد: تا دیگران به این فضیلت طمع نورزند و مردم نیز به سراغ دیگران نروند و گمراه نشوند. و بدینترتیب، راه نفوذ غیرمعصومین مسدود گردد. تمام این اهداف، با کلمهٔ «تحت الکساء» به وضوح معلوم میشود.
۴. تأیید حصر آیهٔ تطهیر
بهطور کلی، فلسفهٔ موضوع «کساء» و «تحت الکساء» تأیید و تحکیم حصر آیهٔ تطهیر است: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»؛ همانا خداوند اراده کرده است که پلیدی (گناه) را از شما اهل بیت (پیامبر) دور کند و کاملاً شما را پاک سازد [۱۴]. این آیه، خود دلیل روشنی بر عصمت اهل بیت (ع) است و تکرار «تحت الکساء» در حدیث، این حصر را تأیید و تحکیم میکند.
البته بدون این تعبیر نیز این اهداف محقق است، ولی به کار گرفتن آن موجب تحکیم و تأکید بیشتر میگردد. بنابراین، تکرار «کساء» نه یک تکرار بیهوده، بلکه یک تأکید حکیمانه بر حصر اهل بیت (ع) در پنج تن آل عبا است.
۵. از تکرار تا حصر
تکرار ۲۳ بارهٔ «کساء» در حدیث، یک پیام روشن دارد: اهل بیت (ع) منحصر در همین پنج تن هستند و فضایل این حدیث، تنها به آنان تعلق دارد. این تکرار، هم از نفوذ بیگانگان جلوگیری میکند و هم راه گمراهی را میبندد.
حضرت زهرا (س) یکی از این پنج تن است که تحت این پوشش قرار گرفته و مشمول این فضایل شده است. بنابراین، تکرار «کساء» نه تنها یک تأکید بر حصر اهل بیت (ع) است، بلکه یک تأکید بر جایگاه حضرت زهرا (س) در این حصر است.
تاریخ به ما میگوید که این پوشش خاص، مرز میان اهل بیت (ع) و دیگران را روشن کرده است. و این، همان درسی است که تکرار «کساء» به ما میآموزد: حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) جایگاهی دارند که هیچکس نمیتواند به آن طمع ورزد.
بخش پنجم: حضرت زهرا (س) و محوریت آیهٔ تطهیر در حدیث کساء
پرسش چالشی: چرا محور اصلی حدیث کساء، آیهٔ تطهیر و وجود حضرت زهرا (س) است؟۱. محور مفهومی و مصداقی حدیث کساء
محور اصلی حدیث شریف کساء، موضوع آیهٔ تطهیر و تأیید و تعیین مصادیق واقعی این آیهٔ کریمه است؛ موضوعی که سرنوشت جهان بشریت تا قیامت به آن ارتباط دارد؛ یعنی رهبری جهان بعد از رسول خدا (ص). همان هدفی که در دهها آیه و حدیث، مانند آیهٔ تبلیغ و ولایت و نیز روایاتی مانند حدیث منزلت و ثقلین و غدیر منظور بوده، در قالب حدیث کساء بیان گردیده است.
بر همین اساس، محور مفهومی حدیث کساء، آیهٔ تطهیر است و محور مصداقی آن نیز وجود مقدس صدّیقهٔ طاهره، حضرت زهرا (س) است. این محوریت، نه یک ادعا، بلکه برخاسته از ساختار خود حدیث است که در آن، حضرت زهرا (س) آخرین فردی است که به جمع پنج تن میپیوندد و با پیوستن او، حلقهٔ اصحاب کساء کامل میشود.
۲. حدیث کساء، طرحی در راستای ولایت
پیامبر اکرم (ص) به منظور تحکیم امر ولایت و خلافت و تعیین تکلیف و وظیفهٔ مردم مسلمان دربارهٔ ولایت اهل بیت (ع) و موضوع عصمت جانشینان خود، طرحهای مختلفی را مانند «طرح غدیر» طراحی فرمود تا مولا علی بن ابی طالب (ع) به عنوان جانشین پیامبر (ص) معرفی گردد. حدیث شریف کساء با محوریت حضرت زهرا (س) نیز یک طرح ابتکاری و جذاب در همین راستا بود.
این طرح، به وسیلهٔ آیهٔ تطهیر و عصمت امامان معصوم (ع) و جانشینان خاص پیامبر (ص) در اذهان مردم جهان تعمیق گردد. بنابراین، حدیث کساء نه یک حادثهٔ خانوادگی ساده، بلکه یک طرح حکیمانه برای تثبیت اصل امامت در جامعهٔ اسلامی است.
۳. پیوند حدیث کساء با آیهٔ تطهیر
حدیث شریف کساء رابطهای وثیق با آیهٔ تطهیر دارد و در واقع تفسیر حقیقی و مفهومی و مصداقی کامل این آیهٔ شریفه است. از یک سو، قرار گرفتن آیهٔ تطهیر در وسط حدیث کساء پشتوانهٔ محکمی بر اعتبار حدیث است و از سوی دیگر نیز با این ابتکار و با قرار گرفتن افراد زیر کساء، یکبهیک مصادیق آیهٔ تطهیر یعنی اهل بیت (ع) معرفی شدهاند.
البته در این میان محور اصلی، حضرت زهرا (س) است. تمام جملات و محتوای حدیث، تکمیل و تحکیم همین مفهوم و مصداق است. جملات حدیث کساء نیز درست مانند کلمهٔ حصر «إنّما» در آیهٔ تطهیر، همین حصر را تقویت و تحکیم نموده است: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»؛ همانا خداوند اراده کرده است که پلیدی (گناه) را از شما اهل بیت (پیامبر) دور کند و کاملاً شما را پاک سازد [۱۵].
۴. اتحاد اهل بیت (ع) با پیامبر (ص)
ارتباط صمیمی و یگانگی اهل بیت (ع) با پیامبر (ص) به اندازهای قوی، مهم و عمیق است که گوشت و خون اهل بیت (ع) به منزلهٔ گوشت و خون پیامبر (ص) است. بنابراین هر کسی اهل بیت (ع) را اذیت کند مانند آن است که پیامبر (ص) را آزار داده و هر کسی از سر جنگ با اهل بیت (ع) در آید مانند آن است که با پیامبر (ص) سر جنگ و دشمنی دارد.
این یگانگی، در جملهٔ پیامبر (ص) نیز آمده است: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَؤُلاءِ أَهْلُ بَیْتی وَخَاصَّتی وَحَامَتی لَحْمُهُمْ لَحْمی وَدَمُهُمْ دَمی...»؛ خدایا، اینان اهل بیت و خاصان و نزدیکان من هستند؛ گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است. این جمله، اوج پیوند خانوادگی و معنوی حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) با پیامبر (ص) را نشان میدهد.
۵. از محوریت تا کمال
در اینجا تذکر دو نکته قابل تأمل است. یکی آنکه اصحاب کساء با فاطمه (س) تکمیل میشود: «فَلَمّا اکتملنا جمیعاً تَحتَ الکِساء أَخَذَ أَبی رَسولُ الله بِطَرَفَی الکساءِ وَ أَومَأَ بِیَدِهِ الیُمنی إلَی السَّماءِ وَقالَ...»؛ پس زمانی که همه ما زیر کساء کامل شدیم، پدرم رسول خدا دو طرف کساء را گرفت و با دست راست به آسمان اشاره کرد و گفت... . زیرا فاطمه (س) آخرین کسی است که از خمسهٔ طیبه داخل کساء میشود.
دیگر آنکه اگر حضرت زهرا (س) در حدیث شریف کساء به عنوان محور قلمداد میشود، به این معنی نیست که فاطمه (س) افضل از پیامبر (ص) است؛ زیرا پیامبر (ص) خود صاحب کساء و معرف اصحاب کساء بوده که مانند طرح غدیر و معرفی امیرالمؤمنین (ع) به عنوان جانشین خود، بدین وسیله اصحاب کساء از جمله فاطمه (س) را به عنوان محور به مردم دنیا معرفی فرمود تا مردم از این رهگذر به خدا نزدیک شوند.
این محوریت، نه یک برتری شخصی، بلکه یک جایگاه الهی است که خداوند به حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) عطا کرده است. و این، همان درسی است که حدیث کساء به ما میآموزد: حضرت زهرا (س) محور حدیث کساء است و این محوریت، راهی برای شناخت اهل بیت (ع) و نزدیک شدن به خداوند است.
بخش ششم: حضرت زهرا (س) و راز نامهایش در حدیث کساء
پرسش چالشی: چرا در حدیث کساء، از میان همهٔ نامها و القاب حضرت زهرا (س)، این چهار نام انتخاب شده و هر یک چه پیامی دارد؟۱. نام «فاطمه»؛ جدا شدن از آتش
حدیث شریف کساء از همان آغاز، با نام «فاطمه» شروع میشود. نام مقدس «فاطمه»، زیبایی خاصی به این حدیث بخشیده است. در آغاز حدیث، از بین نامهای فراوان دختر گرامی پیامبر (ص)، نام پرمحتوای «فاطمه» مطرح شده است.
«فاطمه» از ریشهٔ «فطم» به معنای «جدا شدن» است؛ اشاره به این که شیعیان حقیقی از آتش جهنم و از هر شر و بدی جدا شدهاند؛ زیرا پیوند معنوی با فاطمه (س) کیمیایی است که هر انسانی را از جهنم دنیا و آخرت جدا نموده و نجات میدهد.
مهمتر آنکه حضرت فاطمه (س) دارای مقام بسیار عظیمی است که مردم دنیا از شناخت آن بانوی بزرگوار عاجز و ناتواناند. وجود مبارک ایشان به منزلهٔ «لیلة القدر» است که درک «لیلة القدر» برای هر کسی امکانپذیر نیست: «وَ ما أَدْراکَ ما لَیلَةُ الْقَدْرِ»؛ و تو چه میدانی که شب قدر چیست [۱۶].
بنابراین جامعترین و مهمترین نامی که با فلسفه و پیام حدیث کساء مناسب است، همین نام مقدس است؛ نامی که بیانگر برتری فاطمه (س) از نظر فضیلت، معنویت، علم، حسب و نسب از همهٔ عالمیان است.
ذکر این نام در آغاز حدیث کساء، این پیام را در بر دارد که حدیث کساء راه نفوذ بیگانگان و دزدهای روزگار را مسدود نموده است. این که این نام مقدس چهار نوبت در حدیث شریف آمده، تلویحاً حصر آیهٔ تطهیر («إنّما») را تحکیم و تثبیت و تقویت نموده است.
با این اوصاف، مفهوم «فاطمه» با محتوا و پیام حدیث شریف و حصر آیهٔ تطهیر به طور کامل مطابقت و هماهنگی دارد. در آنجا که از آن حضرت به عنوان محور یاد میشود، با همین نام مطرح میگردد: «هُم فاطِمَةُ وَ أَبُوها وَ بَعْلُها وَ بَنُوها»؛ آنان فاطمه و پدرش و همسرش و پسرانش هستند.
۲. نام «زهرا»؛ درخشش در ظلمت
«زهرا» یعنی درخشنده. هنگامی که ملائکهٔ الهی در ظلمت قرار گرفتند و تکهٔ ابر سیاهی بالای سر آنها واقع شد، آنان از خداوند درخواست نمودند تا برای رفع ظلمت، به آنان عنایتی فرماید.
نور زهرا (س) تجلی نمود و ملائکه نجات یافتند و از آن لحظه مأمور شدند تا روز قیامت برای فاطمه و پدر و شوهر و فرزندان فاطمه تسبیح بگویند و ثواب آن تسبیح را به پیروان حضرت اهدا کنند. با این اوصاف، نام زهرا (س) و تسبیح آن حضرت از آغاز خلقت در عرش پایهریزی شد.
نام زهرا با این مفهوم خاص، جایگاه آن حضرت در عرش الهی و نورافشانی عالم آفرینش را تداعی میکند. پرده برداشتن حضرت زهرا (س) از گفتوگوی خداوند با ملائکه و سکان سماوات و مطلع بودن حضرت از این راز و گفتوگو: «فَقالَ الله عَزّوَجَلَّ یا مَلائِکَتی وَ یا سُکّانَ سَماواتی...»؛ پس خداوند عزوجل فرمود: ای فرشتگان من و ای ساکنان آسمانهای من... . این جمله نیز از همان آغاز حدیث کساء، به مفهوم عمیق نام «زهرا» اشاره دارد.
۳. «بنت رسول الله»؛ نسبتی بیهمتا
هر یک از کلمات (نام، لقب و...) و هر جملهای از جملات حدیث شریف کساء و حتی ترتیب و نظم آنها نیز دارای حکمت و اسراری است که باید به آن توجه نمود. «بنت رسول الله» نیز از حکمت خاصی برخوردار است.
نفرموده «بنت محمد» تا معلوم و روشن باشد آن فاطمه و زهرایی که در حدیث کساء نام برده شده، دختر رسول خدا است و جای هیچگونه شک و تردیدی در این نسبت ایجاد نشود؛ چون ممکن بود گفته شود در آن عصر و زمان «فاطمهنام» که فرزند «محمدنام» باشد وجود داشته است.
اما تعبیر «فاطمه بنت رسول الله» منحصر به یک نفر است و او همان کسی است که پارهٔ تن پیامبر آخرالزمان و کسی است که جابر حدیث کساء را از او نقل نموده و محور موضوعی حدیث کساء یعنی محور امامت و رسالت، بلکه محور نظام هستی است؛ کسی که بقای هستی و نظام آفرینش به طفیل برکت وجود اوست.
در حدیثی قدسی خداوند خطاب به رسول اکرم (ص) فرمود: «لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ وَ لَوْلا عَلِی لَما خَلَقْتُکَ وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکُما»؛ اگر به خاطر تو نبود، افلاک را خلق نمیکردم و اگر به خاطر علی نبود، تو را خلق نمیکردم و اگر برای فاطمه نبود، شما دو نفر را خلق نمیکردم [۱۷]. این حدیث قدسی، جایگاه حضرت زهرا (س) را به عنوان یکی از ارکان آفرینش نشان میدهد.
۴. «أمّ»؛ مرکز و مجمع
کلمهٔ «أمّ» نیز در بین القاب حضرت زهرا (س) مانند سایر نامها و القاب در حدیث کساء پیامی مهم و محوری در بردارد. امام حسن و امام حسین (ع) خطاب به مادر میگویند: «السَّلامُ عَلَیْکِ یا أُمّاهُ»؛ سلام بر تو ای مادر.
«أمّ» به معنای مادر است که هر کجا به کار رفته، محوریت خاصی را به خود اختصاص داده است؛ مانند «أمّ القری» (مکه) که تمام فکرها و فطرتها به سوی «أمّ القری» روانه است و منزلت خاصی دارد. همچنین «أمّ الرأس» (مغز) که تمام نیروهای بدنی و فکری به سمت مغز روانه است.
یا «أمّ الکتاب» که یکی از اسامی سورهٔ حمد است و تمام قرآن در آن خلاصه شده و حاوی تمام قرآن است. بنابراین «أمّ» یعنی مجمع و مرکزی که باید همهٔ نیروها به آن مرکز توجه داشته باشند.
تمام مادران معمولی دنیا بیشترین سهم و مهمترین نقش را در به ثمر رساندن تولد فرزند در مرحلهٔ جنینی و رحم دارند که در قرآن مجید نیز به آن اشاره شده است.
در مراحل تکون جنین در رحم، نود درصد پای مادر در کار است و ده درصد پدر؛ زیرا پدر به منزلهٔ بذرافشانی است که بذر خود را در سرزمین مستعد مادر میریزد، ولی رحم مادر و سرزمین مادر است که باید نُه ماه از این بذر و سرزمین به طور ویژه مراقبت نماید.
حضرت زهرا (س) نه تنها فرزندانی را در رحم و دامن پاک خود پرورش داده: «أَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ»؛ رحمهای پاک، و از این جهت مقام مادری دارد، بلکه مقام مادری و محوری همهٔ امامان شیعه و از آن مهمتر مقام مادری پدر خویش را نیز داراست:
«أمُّ الأَئِمَّةِ و أُمُّ أَبیها»؛ مادر امامان و مادر پدرش. حضرت زهرا (س) بر اساس حکمت الهی نه پیامبر (ص) بود و نه امام، اما دارای مقام «أمّیت» و محوریت رسالت و امامت بود.
پیامبر (ص) در سن کودکی پدر و مادرش را از دست داد. همچنین همسر وفادارش خدیجه (س) نیز از دنیا رفت. تا زمانی که حضرت خدیجه در دنیا بود به عنوان «أمّ المؤمنین» نام برده میشد، اما پس از رحلت جانسوز آن بانوی وفادار و شجاع، این مدال افتخار تنها به وجود مقدس دخت گرامی پیامبر (ص) اطلاق میشد.
به عبارتی، آن راز بقای هستی و محور جهان آفرینش، یعنی فاطمه (س)، که هم «أمّ أبیها» بود و هم «أمّ الائمة»، «أمّ المؤمنین» نیز بود؛ یعنی مجمع و مرکز همهٔ نیروها.
همانگونه که مغز انسان در وسط جمجمه قرار دارد تا از هر نوع آسیبی محفوظ بماند و محل توجه تمام نیروهای مملکت بدن است، بر همین اساس در حدیث شریف کساء همهٔ اصحاب کساء ذیل نام فاطمه (س) (با ذکر تنها همین عنوان و نه نامی دیگر) و با محوریت آن حضرت معرفی میشوند: «هُمْ فاطِمَةُ وَ أَبُوها وَ بَعْلُها وَ بَنُوها»؛ آنان فاطمه و پدرش و همسرش و پسرانش هستند.
۵. از نامها تا امامت
وقتی گفته میشود حضرت زهرا (س) محور است، گویی گفته میشود که همهٔ مردم دنیا بدانند تنها کسانی که به این ریشه و محور متصل باشند قابلیت امامت دارند. با این اوصاف، در حدیث کساء در حقیقت امامان شیعه تا امام زمان (عج) تلویحاً معرفی شدهاند تا از گمراه شدن مردم در تعیین مصادیق امامت و رهبری امت جلوگیری به عمل آید. اصلاً یکی از اهداف حدیث کساء همین انحصار امامت و ولایت ائمهٔ معصومین (ع) و اصحاب کساء است.
ائمهٔ ما همهٔ افتخارات خود را از فاطمه (س) میدانند: «اَلْمَهْدِی مِنْ عِتْرَتی وَ مِنْ وُلْدِ فاطِمَةَ»؛ مهدی از عترت من و از فرزندان فاطمه است. حضرت مهدی (ع) فرمود: «فی ابْنَةِ رَسُولِ اللهِ لی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ در دختر رسول خدا برای من الگوی نیکویی است [۱۸]. این تعابیر نیز تأکیدی است بر همین موضوع که ریشه و محور امامت در وجود مقدس حضرت فاطمه (س) خلاصه میشود.
پیامبر (ص) در همان آغاز حدیث کساء عملاً به مردم دنیا آموخت که در گرفتاریها و بیماریها به فاطمه (س) متوسل شوید تا به وسیلهٔ او در پناه خدا قرار گیرید؛ زیرا خدا فاطمه را پناهگاه قرار داده است: «أُعیدُکَ بِاللهِ»؛ تو را به خدا پناه میدهم. و این، همان درسی است که نامهای حضرت زهرا (س) در حدیث کساء به ما میآموزد: هر نام او، یک پیام و یک راه است.
بخش هفتم: حضرت زهرا (س) و دو فضیلت ویژه در حدیث کساء
پرسش چالشی: چه رازی در ارتباط حضرت زهرا (س) با خدا و آگاهی او از وحی نهفته است که در آغاز حدیث کساء آشکار میشود؟۱. دعای مستجاب
حدیث شریف کساء از یک منظر، مجموعهای از دعاهای مختلف در ابعاد گوناگون است که در آغاز آن نیز از یک دعای مستجاب و حادثه خبر داده شده است. حضرت زهرا (س) در پیشگاه پروردگار متعال برای پدر دعا نمود و پدر بزرگوار خود را در پناه خدا قرار داد. دعای فاطمه (س) مستجاب شد و رخسار آن بزرگوار همانند قرص ماه درخشید و بدین وسیله آثار ضعف بدنی برطرف و تبدیل به قوت گردید و مانند گل شکفته شد.
متن حدیث چنین است: «عَنْ جابِرِ بْنِ عَبْدِالله الْأَنْصاری قالَ: سَمِعْتُ فاطِمَةَ أَنَّها قالَتْ: دَخَلَ عَلَیَّ أَبی رَسُولُ الله فی بَعْضِ الْأَیامِ، فَقالَ: السَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ، فَقُلْتُ عَلَیْکَ السَّلامُ، قالَ: إِنّی أَجِدُ فی بَدَنی ضُعْفاً، فَقُلْتُ لَهُ: أُعیدُکَ بِاللهِ یا أَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ، فَقالَ: یا فاطِمَةُ، إِیتینی بِالْکِساءِ الْیَمانی فَغَطّینی بِهِ، فَأَتَیْتُهُ بِالْکِساءِ الْیَمانی فَغَطَّیْتُهُ بِهِ، وَ صِرْتُ أَنْظُرُ إِلَیْهِ وَ إِذا وَجْهُهُ یَتَلالَؤُ کَأَنَّهُ فِی لَیْلَةِ تَمامِهِ وَ کَمالِهِ...»؛ جابر بن عبدالله انصاری گفت: از فاطمه (س) شنیدم که گفت: روزی پدرم رسول خدا بر من وارد شد و فرمود: سلام بر تو ای فاطمه. گفتم: سلام بر تو. فرمود: من در بدنم ضعفی احساس میکنم.
گفتم: ای پدر، تو را از ضعف به خدا پناه میدهم. فرمود: ای فاطمه، پارچهٔ یمانی را برای من بیاور و مرا با آن بپوشان. پس پارچهٔ یمانی را برای او آوردم و او را با آن پوشاندم و شروع کردم به او نگاه کردن، در حالی که صورتش میدرخشید گویی در شب کامل و تمام است.
بنابراین در نخستین فراز حدیث شریف کساء، به دو موضوع مهم اعتقادی اشاره شده است: نخست دعا (دعای دختر در حق پدر، یعنی دعای حضرت زهرا (س) دربارهٔ پیامبر اکرم (ص))، و دوم استعاذه (پناهندگی).
۲. استعاذه؛ پناه بردن به خدا
در بخش دوم یعنی استعاذه، به یکی از مسائل مهم اعتقادی و توحیدی اشاره شده است؛ پناهندگی انسان به خدای غنی بالذات. در استعاذه، ضعیف به قوی پناه میبرد و پس از علم و آگاهی به وجود دشمن و بیچارگی و ضعف و فقر خود، و از سوی دیگر علم به قدرت الهی و آگاهی از این که خداوند او را پناه میدهد (پس از این چهار علم)، حالت پناهندگی برای انسان ایجاد میشود. این حالت (پناهندگی) یکی از صفات حمیده و از بهترین اعمال عباد صالحین و ابرار و مخلصین است.
انسان با پناه جستن به حضرت حق، راه خود را تسهیل نموده و به اقتضای توحید افعالی همه چیز را به خداوند قادر میسپارد. استعاذه گاه در مقام قلب است و گاه در مقام عقل و گاه در مقام لفظ (اگرچه تمام حقیقت آن قلبی است). بسان سایر اعمال عبادی، ظهور این حقیقت در قلب است؛ یعنی از آستانهٔ زبان به تمام اعضا و جوارح و بالاخره به قلب میرسد.
حضرت زهرا (س) هنگامی که ضعف بدنی پدر مهربان را مشاهده میکند، با تمام وجود به خداوند متعال پناهنده میگردد: «أُعیذُکَ بِاللهِ یا أَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ»؛ ای پدر، تو را از ضعف به خدا پناه میدهم. و سرانجام با تضرع در پیشگاه خداوند، دعایش مستجاب میگردد.
شاید این ضعف به خاطر نور عظمت نزول وحی و آیهٔ تطهیر بوده است؛ چنان که وقتی پیامبر (ص) بعد از نزول اولین آیات الهی از کوه حرا به منزل آمد، حالاتی مشابه بر وجود نازنینش عارض شد که آیات نازلشده پس از آن واقعه: «یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ... یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ»؛ ای جامه به خود پیچیده... ای گلیم به خود گرفته، نیز بیانگر همین وضعیت بوده است [۱۹].
۳. آگاهی پیش از جبرئیل
قدرت علمی و آگاهی و احاطهٔ حضرت زهرا (س) قبل از آمدن جبرئیل، نکتهای بسیار مهم و حیرتانگیز است. حضرت زهرا (س) در این حدیث شریف، قبل از جبرئیل، از خداوند و گفتوگوی میان خدا و فرشتگان و ساکنان آسمانها یاد کرده است.
متن حدیث اینگونه است که جابر بن عبدالله انصاری کلمات این حدیث را به طور کامل از حضرت زهرا (س) شنیده که در بخشی از این حدیث، گفتوگوی خداوند و جبرئیل بازگویی شده است.
این بدان معناست که حضرت فاطمه (س) قبل از هبوط جبرئیل و آمدن به زمین و خبر دادن به رسول خدا، از این مسئله باخبر بوده است: «فَقالَ الله عَزَّوَجَلَّ یا مَلائِکَتی وَ یا سُکّانَ سَماواتی إِنّی ما خَلَقْتُ سَماءً مَبْنِیَّةً... فَقالَ الْأَمینُ جَبْرائیلُ: یا رَبِّ أَتَأْذَنُ لی... فَقالَ اللهُ: نَعَمْ...»؛ پس خداوند عزوجل فرمود: ای فرشتگان من و ای ساکنان آسمانهای من، من آسمانی بنا نکردم... پس جبرئیل امین گفت: پروردگارا، آیا به من اجازه میدهی... خداوند فرمود: بله... .
بنابراین معلوم میشود حضرت زهرا (س) هم فرشتهٔ وحی را دیده و هم از گفتوگوی خداوند مطلع بوده است؛ نظیر آنچه در مصحف فاطمه (س) نقل شده که آن حضرت از «علم ما کان و ما یکون»؛ دانش گذشته و آینده، خبر داشته است.
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: «در مصحف فاطمه مطالبی هست مثل آنچه در قرآن آمده؛ در صورتی که یک کلمه از آن در قرآن نیست و نیز صدای فرشتگان را شنیده و از آنها بهترین بوی خوشی را استشمام نموده است» [۲۰].
البته این که چگونه حضرت زهرا (س) قبل از خبرآوردن جبرئیل از این مطلب خبر داشته و از گفتوگوی خدا مطلع بوده، یا این که چه موضوع مهمی بوده که جبرئیل تقاضای حضور در زیر کساء را داشته، یا هبوط جبرئیل چگونه و با چه سرعتی بوده، یا کساء کجا بوده و امثال این مطالب، اسرار بسیار مهمی است که حقیقت آن هنوز کشف نشده است.
۴. بدون واسطه از خدا
نکتهٔ دیگر آن که حضرت زهرا (س) بدون واسطه از خداوند و گفتوگوی میان خدا و فرشتگان و سکان آسمانها یاد کرده است: «فَقالَ الله عَزَّوَجَلَّ: یا مَلائِکَتی... فَقالَ اللهُ: نَعَمْ»؛ پس خداوند عزوجل فرمود: ای فرشتگان من... خداوند فرمود: بله. گویی جبرئیل را مشاهده کرده و گفتوگوی میان او و پیامبر (ص) را شنیده است: «فَهَبَطَ الْأَمینُ جَبْرائیلُ وَ قالَ: السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ الله»؛ پس جبرئیل امین فرود آمد و گفت: سلام بر تو ای رسول خدا.
این آگاهی بدون واسطه، نشاندهندهٔ جایگاه والای حضرت زهرا (س) در نظام وحی است. او نه تنها دختر پیامبر (ص) و همسر علی (ع) است، بلکه خود نیز از اسرار وحی آگاه است و این آگاهی، پیش از آنکه جبرئیل آن را به پیامبر (ص) برساند، در وجود او حاضر بوده است.
۵. از دعا تا آگاهی
حدیث کساء، در همان آغاز خود، دو فضیلت ویژهٔ حضرت زهرا (س) را آشکار میکند: نخست، دعای مستجاب او در حق پدر، که نشاندهندهٔ ارتباط ویژهٔ او با خداوند است؛ دوم، آگاهی او از کلام خدا و گفتوگوی فرشتگان، پیش از آنکه جبرئیل آن را به پیامبر (ص) برساند.
این دو فضیلت، نه یک فضیلت شخصی، بلکه نشاندهندهٔ جایگاه الهی حضرت زهرا (س) در نظام آفرینش و وحی است. او هم در مقام دعا و ارتباط با خدا، واسطهٔ فیض برای پدرش میشود و هم در مقام آگاهی، از اسرار وحی پیش از نزول آن باخبر است. و این، همان درسی است که حدیث کساء به ما میآموزد: حضرت زهرا (س) نه تنها یک زن، بلکه یک واسطهٔ فیض و یک آگاه به اسرار وحی است.
بخش هشتم: حضرت زهرا (س) و سند حدیث کساء؛ از تواتر تا اطمینان
پرسش چالشی: چرا سند حدیث کساء، در نهایت اعتبار و وثاقت است و چه دلایلی بر این وثاقت وجود دارد؟۱. منابع متعدد
حدیث شریف کساء دارای اسناد و مدارک و منابع متعدد است. از آن جمله: منتخب طریحی، الغرر و الدرر، عوالم العلوم، مناقب، مجمع البحرین، نهج المحجة فی فضائل الائمة (ع)، ارشاد القلوب، احقاق الحق، من فقه الزهراء (س)، فاطمة الزهراء من المهد إلی اللحد، کبریت احمر، فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی، نور الآفاق، وفاة الصدیقة الزهراء (س)، الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهراء (س) و الموسوعة الکبری [۲۱]. این گستردگی منابع، نشان میدهد که حدیث کساء، یک روایت منفرد و شاذ نیست، بلکه یک روایت مشهور و مورد توجه در طول قرون بوده است.
۲. راویان بزرگ
ناقلین این حدیث شریف نیز شخصیتهای بزرگی بودهاند که در وثاقت قول آنان تردیدی وجود ندارد؛ مانند شهید ثانی، مقدس اردبیلی، محقق کرکی، علامه حلی، شیخ طوسی، شیخ مفید، ابن قولویه، علامه بحرانی، سید محمد کاظم یزدی، شیخ کلینی، طریحی (رحمة الله) و... [۲۲]. این راویان، از بزرگترین علمای شیعه در طول تاریخ هستند و وثاقت آنان، مورد اتفاق همه است.
۳. سند عوالم العلوم
حدیث شریف کساء را مرحوم علامه بحرانی، شاگرد مرحوم علامه مجلسی، در کتاب عوالم العلوم به اسناد خود از جابر بن عبدالله انصاری از حضرت زهرا (س) چنین نقل نموده است: «رأیت بخط الشیخ الجلیل السید هاشم، عن شیخه السید ماجد البحرانی، عن الحسن بن زین الدین الشهید الثانی، عن شیخه المقدس الاردبیلی، عن شیخه علی بن عبدالعلی الکرکی، عن الشیخ علی بن هلال الجزائری، عن الشیخ احمد بن فهد الحلی، عن الشیخ علی بن الخازن الحائری، عن الشیخ ضیاء الدین علی ابن الشهید الأول، عن ابیه، عن فخر المحققین، عن شیخه العلامة الحلی، عن شیخه المحقق، عن شیخه ابن نما الحلی، عن شیخه محمد بن ادریس الحلی، عن ابی حمزة الطوسی صاحب ثاقب المناقب، عن الشیخ الجلیل محمد بن علی بن شهر آشوب، عن الطبرسی صاحب الاحتجاج، عن شیخه الجلیل الحسن بن محمد بن الحسن الطوسی، عن ابیه شیخ الطائفة، عن الشیخ المفید، عن شیخه ابن قولویه القمی، عن شیخه الکلینی، عن علی ابن ابراهیم، عن ابیه ابراهیم بن هاشم، عن احمد بن محمد ابن ابی نصر البزنطی، عن قاسم بن یحیی الجلاء الکوفی، عن ابی بصیر، عن ابان بن تغلب البکری، عن جابر بن یزید الجعفی، عن جابر بن عبدالله الانصاری، قال: سمعت فاطمة (س) أنها قالت: دخل علیّ أبی رسول الله فی بعض الأیام...» [۲۳].
این سند، زنجیرهای از بزرگترین علمای شیعه را نشان میدهد که هر یک، حلقهای محکم در انتقال این حدیث بودهاند. از شهید ثانی تا شیخ کلینی، همه از بزرگان و ثقات هستند و سند حدیث را به جابر بن عبدالله انصاری و از او به حضرت زهرا (س) میرسانند.
۴. قاعدهٔ تسامح
افزون بر اسناد محکم و قوی، چند نکته نیز در وثاقت و اعتماد به این حدیث شریف و اسناد آن دارای اهمیت است. یکی از این نکات، قاعدهٔ «تسامح در ادلهٔ سنن و اخبار مَن بَلَغ» است [۲۴]. بر پایهٔ این قاعده، حتی اگر متن حدیث کساء سند هم نداشته باشد، محتوا و جلالت محتوایی حدیث میتواند بر صحت صدور حدیث از معصوم دلالت نماید.
دعا و مناجات و ذکر فضائل و مناقب اهل بیت (ع) سند لازم ندارد، زیرا یک مسئلهٔ فطری است [۲۵]. انسان فطرتاً به دنبال فضایل و کمالات است و حدیث کساء، همین فضایل را به زیباترین شکل بیان کرده است. بنابراین، حتی اگر کسی در سند حدیث خدشه کند، محتوای آن، خود بهترین دلیل بر اصالت آن است.
۵. از سند تا اطمینان
حدیث کساء، با منابع متعدد، راویان بزرگ، سند محکم و قاعدهٔ تسامح، در نهایت اعتبار و وثاقت است. این وثاقت، به انسان اطمینان میدهد که حدیث کساء، یک روایت ساختگی یا ضعیف نیست، بلکه یک حقیقت دینی و تاریخی است که میتواند مبنای عقیده و عمل باشد.
این اطمینان، نه یک اطمینان کورکورانه، بلکه یک اطمینان مبتنی بر شواهد و قرائن است. منابع متعدد، راویان بزرگ، سند محکم و محتوای فطری، همهٔ اینها قرائنی هستند که به انسان اطمینان میدهند. و این، همان درسی است که سند حدیث کساء به ما میآموزد: حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) جایگاهی دارند که خداوند خود بر آن شهادت داده و سند آن نیز در نهایت اعتبار است.
نتیجه:
حدیث کساء، یکی از مشهورترین و معتبرترین روایات دربارهٔ مقام و منزلت حضرت زهرا (س) و اهل بیت پیامبر (ص) است. این نوشتار کوشید سند، تواتر، نامها و فضایل آن حضرت را در این حدیث تبیین کند و نشان دهد که حدیث کساء، نه یک روایت تاریخی خشک، بلکه یک سند زنده و یک نقشهٔ راه برای شناخت حضرت زهرا (س) است.این نوشتار نشان داد که حدیث کساء، در منابع متعدد شیعه و سنی نقل شده و در حدّ تواتر است. نشان داد که سند آن، زنجیرهای از بزرگترین علمای شیعه را در خود دارد و وثاقت آنان مورد اتفاق همه است. نشان داد که نامهای حضرت زهرا (س) در این حدیث (فاطمه، زهرا، بنت رسول الله و امّ) هر یک پیام و حکمت خاصی دارند و به نوعی با محوریت آن حضرت و آیهٔ تطهیر و مسئلهٔ ولایت معصومین (ع) در ارتباطاند.
همچنین نشان داد که دعای مستجاب حضرت زهرا (س) در حق پدر، نشاندهندهٔ ارتباط ویژهٔ او با خداوند است. نشان داد که آگاهی او از کلام خدا و گفتوگوی فرشتگان، پیش از آنکه جبرئیل آن را به پیامبر (ص) برساند، نشاندهندهٔ جایگاه والای او در نظام وحی است. و در پایان نشان داد که سند حدیث کساء، با منابع متعدد، راویان بزرگ، سند محکم و قاعدهٔ تسامح، در نهایت اعتبار و وثاقت است.
نتیجهٔ نهایی آن است که حضرت زهرا (س) در حدیث کساء، نه فقط یک شخصیت تاریخی، بلکه یک الگوی زنده و یک گنجینهٔ معارف است. سند این حدیث، تواتر آن را اثبات میکند؛ نامهای آن حضرت، جایگاه او را نشان میدهد؛ و فضایل او، راهی برای الگوگیری از اوست. و این، همان درسی است که حدیث کساء به ما میآموزد: حضرت زهرا (س) نه تنها یک زن، بلکه یک الگوی الهی برای همهٔ زنان و مردان باایمان است.
ارجاعات:
[۱] احقاق الحق، جلد ۹، صفحه ۵۰۰؛ ینابیع المودة، صفحه ۲۴۶؛ بحارالانوار، جلد ۴۴، صفحه ۲۸۲.[۲] همان.
[۳] همان.
[۴] احقاق الحق، جلد ۹، صفحه ۵۰۰؛ ینابیع المودة، صفحه ۲۴۶؛ بحارالانوار، جلد ۴۴، صفحه ۲۸۲.
[۵] سوره احزاب، آیه ۳۳.
[۶] احقاق الحق، جلد ۹، صفحه ۵۰۰؛ ینابیع المودة، صفحه ۲۴۶؛ بحارالانوار، جلد ۴۴، صفحه ۲۸۲.
[۷] همان.
[۸] همان.
[۹] همان.
[۱۰] فرهنگ جامع، جلد ۳، صفحه ۱۳۷.
[۱۱] همان.
[۱۲] همان.
[۱۳] همان، به نقل از منتخب طریحی.
[۱۴] سوره احزاب، آیه ۳۳.
[۱۵] سوره احزاب، آیه ۳۳.
[۱۶] سوره قدر، آیه ۲.
[۱۷] شفاء الصدور، جلد ۱، صفحه ۲۲۵.
[۱۸] اطیب البیان، جلد ۱۳، صفحه ۲۲۵.
[۱۹] سوره مزمل، آیه ۱ و سوره مدثر، آیه ۱.
[۲۰] اطیب البیان، جلد ۱۳، صفحه ۲۲۵.
[۲۱] عوالم العلوم و مستدرکاتها، عبدالله البحرانی، جلد ۱۱/۲، صفحه ۹۳۰.
[۲۲] همان.
[۲۳] همان.
[۲۴] همان.
[۲۵] همان.
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون